|
خوشگلترین نینی .... در باره ی من و سینا مامانی
| ||
|
|
[ سه شنبه 15 آذر 1390 ] [ 1:44 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
وقتی داداش دشمن میشه :(
چشمتون روز بد نبینه دیشب رو به مرگ بودم از دست این داداشم بابام که رفت بالا هوا خوب بود دوباره همون جا واسه پایان نامش (سینا نمیزاره)و همون جا هم بخوابه مامانم هم داشت ضرفای شامو میشست طرفای ساعت 10:30بود پسرک رفت مگس کش رو گرفت افتاد به جون من بد بخت میومد منو میزد
دیگه یهو تو سکو یه میخ از ناکجا اباد رفت زیر پام
حالا یه ربع میگه ابجی کجا رفته؟ مامانم ازش فیلم میگرفت میگفت سینا بشمار 1 ابجی کجاس؟ مامانم :2 ابجی کجا 3 ابجی کجاس؟این روند تا سی اداه پیدا کرد وقتی گفت ابجی دوست دارم بیورن حالا منو با دست میزدبعدش دیگه رفتم واسش اهنگ گوگوجی(گگنام استایل صوتی)رو گذاشتمو و واسش عکس های نی نی رو اورد تا بالا خره دیگه اذیتم نکرد اقا تا ساعت 12:45 شب هم ناقلا نگاه کردو خوابید فکر کنم از این به بعد یا باید ساعت شیش صبح برم پشت کامپیوتر یا 1 شب!یاهم اینکه وقتی علیرضا میاد خونمون! اینم وضع ما اصن یه وضعی! جدیدا هم به توت فرنگی میگه توفانه گانی از کجا نمیدونم
[موضوع : شیطونی های داداش کوچولو] [ شنبه 18 خرداد 1392 ] [ 11:04 قبل از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
سلام سلام. جدیدا وقتی واسه سینا ناقلا میزاری اگه از اون قسمت بدش بیاد میگه مامانی دوست ندالم بالای کابینت وسایل اشپز خونمون رو چیندیم صبح ساعت 6 پاشده میگه مامانی مامانی؟ چیه؟ ایشیه ؟مخلوط کن نه اب طالبی! یا جیش میکنه میگه:مامانی تو خونه جیش کردم/مامان منو میگی:تو چی کار کردی زودی نشونم بده کجا؟ بعد میره توی حیاط میگه اینجا!خلاصه جدیدا بلا شده.ولی اصلا با علیرضه نمیسازن. یعنی علیرضا با سینا نمی سازه . منم که دیگه داره امتحانام شروع میشه.... باید برم.باااااااااای پ.ن:بیاین دوستیمونو با هم دیگه بیشتر کنیم.هرکی موافقه یه نظر بده و ادرسشو بزاره بای بای . [موضوع : ] [ چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 ] [ 9:25 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
[ جمعه 6 ارديبهشت 1392 ] [ 4:24 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
[ يکشنبه 1 ارديبهشت 1392 ] [ 2:56 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
سینا و محمد طاها جون
اینجا یکم بد شده ولی بانمکه
داداش گلی توی خونه یلداشون اینجا هم رفته بودیم بیرون
بای حتما نظر بدین ها [موضوع : عکس های من و داداشی] [ جمعه 30 فروردين 1392 ] [ 4:33 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
[ جمعه 30 فروردين 1392 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
سینا گلی پس خیلی خوبی شده دیگه هر وقت میخواد جیش کنه میگه مامان جیش کنده..(یعنی جیش کنم)از اونجایی که گل پسر از سیزده بدر دیگه پمپرس نشده بود.امروز دل درد داشت و ما هر کار کردیم دست شویی نکرد ما هم مجبور شدیم پوشکش کنیم.... البته گل پسر همون موقع هم توی پمپرسش جیش نکرد و هی گفت مامان جیش کنده... افرین داداش گلم تو عشق منی [موضوع : ] [ يکشنبه 25 فروردين 1392 ] [ 11:33 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
سلام اینم از لغت نامه داداشی علیرضا=گاپسه(البته بلده بگه ها ولی لذت میبره بگه گاپسه) محمد طاها=محمد غنا (جدیدا میگه محمد داها) بهاره=بباره فاطمه سادات=فاطمه زهرا=به بیچاره میگه فاطمه نمیدونم چرا مریم=مرررررررررررررررررررریم سپیده=بیبیده/سبیده(جدیدا دوتاشو هم با هم صدا میزنه) تاب تاب عباسی بهش میگی اسمت چیه؟ایییینا چند سالته؟٢ سال بخورم=بخولم بابام میگه بهم بوس میدی ؟خوشگل میدی؟ ناز میدی؟ میگه=بوس نه/خوشگل نه/ناز نه مامانم اون روز داشت با همسایمون حرف میزد بعد گفت:خلاصه ما شرمنده شما شدیم.بعد علیرضا هی گفت:میگما سینا چه فیلمی دوست داره ٥ دقیقه بعد سینا گفت=میگما خلاصه شرمند نمیشه. همه قاه قاه زدیم زیر خندههه. جدیدا هم میگه =بیده چا پایه بیار تاب تاب هل بده. بزودی عکس های سیزده بدر... بای بای واسم دعا کنید تیزهوشان قبول شم [موضوع : شیطونی های داداش کوچولو] [ يکشنبه 25 فروردين 1392 ] [ 11:29 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
سینا اقا دیگه قرار نیست توی پمپرسش جیش کنه .من خودم بچه بودم توی یک سالو نه ماهگی میگفتم ولی اقا زورش میاد بگه و روی یکی از فرشامون جیش کرده و مامانم هم فرشو دراورده .الانم تازه شروع کردیم . روز اول که امروز باشه یک بار روی فرش.3 بار هم روی سکو و 6 بار هم توی حیات.تا ببینیم روز های بعد چی میشه.باااااااااااااااااااااااااااااای [موضوع : شیطونی های داداش کوچولو] [ جمعه 9 فروردين 1392 ] [ 7:50 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
[ چهارشنبه 30 اسفند 1391 ] [ 8:25 بعد از ظهر ] [ سپیده و مامانی ]
|
|